السيد موسى الشبيري الزنجاني
6114
كتاب النكاح ( فارسى )
زوجين بر آن توافق و بر اساس آن عقد را جارى مىكنند ( همچنان كه ثمن در عقد بيع آن چيزى است كه متبايعين بر آن توافق مىكنند ) منتهى گاهى صداق فعلى و شخصى است ( مهر المسمى ) و گاهى صداق تعليقى و نوعى به اين نحو كه اگر اشباه و نظائر اين زن بودند صداق آنها چه مقدار بود ( مهر المثل ) و البته ظهور « لها صداقها » صداق شخصى است كه بالفعل تعيين شده يعنى مهر المسمى است و از طرفى در روايت سليمان بن خالد و ابو بصير فرموده : « لها المهر بما استحل من فرجها » . روايت ديگرى نيز در مناقب ابن شهر آشوب نقل شده : اتى عمر بامراة نكحت فى عدتها ففرق بينهما و جعل صداقها فى بيت المال و قال لا اجيز مهرا رد نكاحه و قال لا يجتمعان ابدا فبلغ ذلك عليا عليه السلام فقال ان كانوا جهلوا السنة لها المهر بما استحل من فرجها و يفرق بينهما . . . « 1 » مهر نيز امرى است كه زوجين ضمن عقد بر آن توافق كردهاند . پس حق اين است كه در موارد شبهه چنانچه دخولى صورت گرفته باشد زن مستحق مهر المسمى است نه مهر المثل . « * و السلام * »
--> ( 1 ) - مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 396 ، ح 9 .